تبلیغات
بیا تو بندر - داستان خیلی کوتاه
 
بیا تو بندر
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مصطفی
موضوعات
نظرسنجی
مدل موبایل شما ؟؟؟








پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

http://maadweb.com/wp-content/uploads/2010/10/short-story.jpg

برق‌ها قطع شده بود، صدای آژیر می‌یومد و رادیو هشدار ِ حمله‌ی هوایی می‌داد.
مادرم من رو بغل کرد وُ سراسیمه دوید سمتِ زیرزمین. از ترس گوشه‌ی تاریکِ زیرزمین کِز کرده بودیم که برادرم (انگار چیزی یادش اومده باشه) برگشت سمتِ حیاط.
صدای انفجارها نزدیک وُ نزدیک‌تر می‌شد. انگار داشتن بغل ِ گوشمون رو می‌زدند. صدا اون‌قدر نزدیک شد که مادرم فزیاد زد یا اباالفضل وُ زمین ِ زیر ِ پامون لرزید.
مادرم خیلی بی‌تابی می‌کرد. همسایه‌ها برادرم رو از زیر ِ آوار کشیدن بیرون در حالی که قابِ عکس ِ شکسته‌ی پدرم توو بغلش بود.
بیست سالی از اون اتفاق می‌گذره، حالا من هستم و مادرم که داغ ِ یوسف پیرش کرده، دو تا قابِ عکس روی دیوار و هراس بمب‌افکن‌های آینده…





نوع مطلب : داستانک، 
برچسب ها : داستان خیلی کوتاه، داستان کوتاه، داستان، کوتاه، خیلی کوتاه،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 24 آذر 1389
مصطفی
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:36 ق.ظ
Hi there everyone, it's my first pay a visit at
this web site, and article is actually fruitful in support of me, keep up posting these
articles or reviews.
دوشنبه 12 تیر 1396 05:49 ق.ظ
Thanks for finally writing about >بیا تو بندر
- داستان خیلی کوتاه <Liked it!
یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 10:17 ب.ظ
I don't even know the way I finished up here, but I thought
this publish was great. I do not recognise who you are but definitely
you are going to a well-known blogger if you happen to are not already.
Cheers!
جمعه 25 فروردین 1396 07:10 ق.ظ
I do agree with all of the ideas you have presented in your post.
They are really convincing and will definitely work.
Still, the posts are very brief for novices.
May you please extend them a little from next time? Thanks for the post.
جمعه 11 فروردین 1396 03:50 ق.ظ
Its like you learn my mind! You appear to grasp so much about this, such as you
wrote the e book in it or something. I think that you can do with
some percent to pressure the message house a little
bit, but instead of that, this is fantastic blog. An excellent read.
I'll definitely be back.
شنبه 2 بهمن 1389 04:16 ب.ظ
خوب بود
علیخواهش می کنم
دوشنبه 6 دی 1389 11:38 ق.ظ
خیلی حوبه بعضیهاش ممنون. دستتون درد نکناد
پنجشنبه 2 دی 1389 08:19 ب.ظ
مهدیسمیه خانوم چرا ناراحتی؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر